X
تبلیغات
پیکوفایل
پنج‌شنبه 26 فروردین‌ماه سال 1389

آداب بیقراری


یعقوب یادعلی

یادداشتی از: فرناز بدیعی

***

آداب بیقراری

برنده ی جایزه ی بهترین رمان سال 1383 بنیاد گلشیری

یعقوب یاد علی

انتشارات نیلوفر

آداب بیقراری  به خصوص در بخش های پایانی برای من شباهت  عجیبی داشت با نقاشی های اشر. در نقاشی های اشر شاهد تصاویری بسیار ساده هستی که در نظر اول کاملا واقعی ست اما فرا واقعی  بودن آن گاه وحشتزده ات می کند. آنچه او ترسیم می کند هرگز امکان ندارد و گاهی حتی این احساس را به تو می دهد که چنین تصویری حتی در ذهن هم غیر ممکن است و او چطور این پیچیدگی های حیرت انگیز و این هزارتوهای عجیب را تصور و بعد تصویر کرده است ؟

هزارتوی عجیب و پله پله ی نویسنده هم چنین است .  آداب بی قراری هم بخصوص در بخش های پایانی تا حدی از همین جنس است .

می توانی این بخش ها را بخوانی و حس کنی با یک قصه ی واقعی سر و کار داری اما هر پله ای که به طرف پایین می روی _ نمی دانم چرا از این تعبیر استفاده می کنم اما انگار این پله ها به طرف یک آب انبار قدیمی و اسرار آمیز می رود _ تو را بیشتر و بیشتر به این حس می رساند که پیچیدگی عجیب این راه چقدر فرا واقعی و چقدر غیر ممکن است اما نویسنده با قدرت عجیبی آنرا ثبت کرده  و تورا با خود با شدت و با سرعت می کشاند و وارد دنیای عجیب نقاشی وارش می کند .