X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 10 دی‌ماه سال 1391 @ 17:04

نفحات نفت



نویسنده: رضا امیرخانی


ناشر: افق


چاپ سوم: 1389


تیراژ: 2000 نسخه


بها: 58000 ریال

 

فکر نمی کردم اولین کتابی که بخواهم این جوری و آن هم در وبلاگ دوست داشتنی ی کتابامون معرفی کنم، "نفحات نفت" باشه ولی خوب قرعه به نامش افتاده، بد جور...! خوب مدتی است که از زمان خواندن این کتاب می گذره و من نمی دونم تا چه اندازه موفق خواهم شد که معرفی ی مناسبی از این کتاب ارائه بدم. خوب و بدش رو ببخشید.

"نفحات نفت" چندمین کتاب "رضا امیرخانی" نویسنده ی بسیار جوان کشورمان است که بدون توجه به موافقت یا مخالفت با اندیشه های او باید بگویم در شمار جوانان سربلند و نخبه ی این آب و خاک است. پیش از این کتاب، دیگر آثار این نویسنده ی جوان به تجدید چاپ  های بسیار زیاد در مدت زمان بسیار اندک رسیده است، به ویژه در میان آن ها می توان به "من او" و "بیوتن" اشاره کرد. کتاب "قیدار" او هم امسال در شمار کتاب های قابل توجه و مورد اقبال خوانندگانش قرار گرفت. "نفحات نفت" به نوشته ی خود امیرخانی نه رمان است و نه داستان و قصه و ... این کتاب یک "نوشته اخوینی" است. روی جلد آن نوشته شده است "جستاری در فرهنگ نفتی و مدیریت دولتی".  همان گونه که از این توضیح کوتاه نمایان است دیدگاه نویسنده درباره ی مدیریت های مبتنی بر درآمدهای نفتی در کشور ما برررسی شده و نقدها و هشدارهای تکان دهنده ای به زبان بسیار ساده و با آوردن مثال هایی بسیار ملموس و ساده بیان شده است. اشتباه نکنیم، این کتاب، به زبان خشک اقتصادی (که البته از دیدگاه من ادبیات اقتصاد اصلن خشک نیست) یا تحلیل های خیلی رسمی که گاهی آدمی را خسته می کند و یا پیچیدگی ی آن حوصله ی آدم را سر می برد، نیست. کتاب به فصل های کوتاهی بخش شده و با بازی های زبانی که مختص امیرخانی است، آمیخته گردیده است. 

امیرخانی با مقایسه ی شیرین، دلچسب و البته نگران کننده میان مدیران دولتی و سه لتی به نقد مدیرانی می نشیند که بر چاه نفت تکیه زده اند و فاتحه ی اقتصاد، کارآفرینی، خلاقیت های تولیدی، مسیر رشد شغلی جوانان و سرمایه گذاری های خصوصی را به صورت وحشتناکی از طریق مافیایی خوفناک خوانده اند. به تعبیر او نفت همان دولت است و دولت همان نفت. من برش هایی از سطور این کتاب را که زمان خواندنش زیر آن ها خط کشیده ام در این جا می آورم و توصیه می کنم این کتاب را بخوانید، به ویژه جوان ها. وقتی خواندید می فهمید چرا گفتم بخوانید (البته این توجیه آدمی است که بلد نیست کتابی را به خوبی معرفی کند)


"شنیده ام که ستاره ی دریایی اگر بازوش زیر سنگ گیر بیافتد از خیر بازو می گذرد و آن را قطع می کند، اما این مال وقتی است که ستاره بیم داشته باشد از خطر... دولت تا نفت دارد، خطری تهدید نمی کند! و این گونه اقتصاد دولتی و مدیر سه لتی ساخته می شوند."      پشت جلد کتاب


"نظام اداری ما چنین تعریف کرده است کار را که در آن ارزیابی هست برای تمام اجزای یک دستگاه تا برسیم به مدیری که فارغ است از ارزیابی. آب دارچی را با چای قندپهلو می سنجند، کارمند را با کارت ساعت حضور و غیاب، کارشناس را با تعداد ورق های آ-چهاری که سیاه کرده است... اما مدیر سه لتی را با هیچ چیز نمی سنجند... همین که د رمجموعه ی تحت امرش کسی نِق رسانه ای نزند، کافی است و جناب معاویه علیه الهاویه یادمان داده است که دهان منتقد یا با خاک بسته می شود یا با زر! پس مدیر سه لتی هماره موفق است. او تیری می اندازد رجماً بالغیب و سال به سال، خود، دوایری متحدالمرکز حولِ تیرِ به تاریک یخورده، می کشد و گزارش می دهد به مسوول بالاتر این قوت کمان گیری را و دقت نشانه زدن را! سر سال او خود پیدا می کند که به کجا رسیده است و همان جا را مقصد اعلام می کند."                                                صفحات 132 و 133


"مدیر سه لتی می داند که بقایش نه به عمل کرد و نه به رضایت مردم که به بسته گی و وابسته گی با مسوول سه لتی بالتر ارتباط دارد، پس تمام سعی اش را در رضایت او به کار خواهد برد. فرهنگ تملق و البته تملق پذیری از همین جاست که گسترش می یباد.

مدیر سه لتی هرگز نمی تواند بدون اتصال به شیر نفت، مدیریت کند..."        صفحه ی 150


عناوین بخش های گوناگون کتاب:


-        مقدمه

-        درآمد

-        قانان

-        بی کار آفرین

-        منطق آزاد!

-        نه عامه پسند، نه خاصه پسند؛ فقط داستان ِ مسوول پسند

-        کدام استقلال، کدام پیروزی

-        صنعت دولتی شدن نفت

-        حزب درِ پیت!

-        ریاست نفتی

-        آن چه خوبان همه دارند، ما هم داریم!

-        جمهوری اسلامی پاکستان

-        اقتصاد مورد نظر در دست رس نیست چیست

-        افق

-        توسعه چینی و هندی و ژاپنی و مالزیایی و ...

-        زمین صاف، زمین گِرد،زمین مشبک

-        مقصر، مدیر سه لتی نیست

نظرات (7)
محسن ||
یکشنبه 10 دی‌ماه سال 1391 ساعت 18:47
ورود شما را به کتابامون خوش آمد می گویم. امیدوارم حضور شما در کنار خانم فرانک جان دوباره ای به اینجا بدهد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس گزارم و از این که من را هم در جمع خوب تان پذیرفتید، خوش حال و قدردانم. حضور پر انرژی و انگیزه بخش شما خودش همه ی گرما و زنده بودن این وبلاگ باصفاست.
شادی بیان ||
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 00:38
خیلی ارزشمند است که هنوز آدم هایی پیدا می شوند که کتاب ها را بدون توجه به موافقت یا مخالفت با اندیشه های نویسنده هاشان می خوانند.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس از حضور و ابراز دیدگاه تان. امیدوارم همه ی ما توانایی شنیدن حرف مخالف مان را داشته باشیم.
فیروزه ||
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 05:26
عجیب است که این سطور از زیر دست ممیزهای اداره کتاب در رفته است

سپاس از شما
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حالا کتاب رو بخونید، بخش هایی داره که کیف می کنید. سپاس از حضور شما
فیروزه ||
سه‌شنبه 12 دی‌ماه سال 1391 ساعت 01:58
متاسفانه قادر به خرید کتاب از داخل ایران نیستم اما همین چند سطری که منتشر می کنید غنیمت است سپاس از وقتی که می گذارید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس از شما و حضورتان
باشه هر وقت اومدین ایران براتون ما می خریم یااگه ما رو دعوت کردید هر جا که هستید که نمی دونم کجاست ما براتون می یاریم. خوبه این جوری؟ دوست دارین؟
||
جمعه 15 دی‌ماه سال 1391 ساعت 23:57
لطف دارید شما محسن جان فعلا به خوندن انلاین بسنده می کنم سفارش دادم به دوستان برام یکی دو کتاب بفرستند ارادت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کامنت شما توسط خانم نیره (نویسنده ی یادداشت) پاسخ داده شده بود. و نه من.
تا خانم نیره چه بگویند.
با احترام:
محسن.
*****
ورتا ||
دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 ساعت 20:06
سلام.
خوبین ؟
منو فیلتر کردن ...
دوباره یه وبلاگ ساختم و به مصیبت آرشیومو جمع کردم.بجز مطلب ستار بهشتی. تازه بازم حرف من شد.دیدین چقدر بی منطق هستن.
سر بزنید. خوشحال میشم.
روزهاتون پرتقالی
امتیاز: 0 0
دو هفته ی اخیر ||
شنبه 23 دی‌ماه سال 1391 ساعت 01:44
با سلام به دوستان نویسنده و صاحب نظر
در نظر داریم به صورت دو هفتگی برترین داستان کوتاه منتشر شده در فضای مجازی را به همراه نقدی بر آن معرفی و بازنشر کنیم.همچنین بقیه داستان ها را با لینک به صورت فهرست وار ارائه دهیم.جهت آشنایی بیشتر لطفا قسمت (درباره وبلاگ) را مطالعه نمائید.
چنانچه مایل به همکاری در این زمینه هستید به وسیله ی ایمیل یا کامنت ما را مطلع نمائید.
شما لینک شده اید و خوشحال می شویم ما را با نام "دو هفته اخیر" لینک نمائید.
امیدواریم شما را کنار خود داشته باشیم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما هم شما را لینک کردیم.
دیگر دوستان دانند و شرکت در برترین داستان های کوتاه.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد