X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1394 @ 14:27

وزیری امیر حسنک



وزیری امیر حسنک

محمود دولت آبادی

نشر فیروزی - 180 رویه - هم راه با سی دی ذکر بردار کردن حسنک وزیر با صدای نویسنده - 180000 ریال

***

کتاب را شاید بتوان حاشیه ای در شرح و بسط ذکر بردار کردن حسنک وزیر از تاریخ بیهقی نوشته ی ابوالفضل بیهقی دانست.

در باز کردن بعضی گره ها. البته به تصور محمود دولت آبادی که تصوری درست است. حداقل با بضاعت من.

یکی از کارهایی که همیشه می کنم این است که نه هر ماه که شاید به جرات بتوان گفت هر فصل، بخش: "ذکر بردار کردن امیر حسنک وزیر" را از تاریخ بیهقی می خوانم. هم راه کلی بد و بیراه نثار بوسهل زوزنی کردن. کسی که یکی از خبیث ترین مردان این خطه از جهان بود. وقتی دیدم این کتاب به گونه ای توسط محمود دولت آبادی باز شده، درنگی در خریدنش نکردم. همین را داشته باشید تا بخوانمش. تا این جا فقط تند خوانی کرده ام. چه بسا بعدها که تمام شد، این یادداشت کلن تغییر کند.

کتاب به شیوه ای نفیس جلد و چاپ شده که قیمتش نسبت به حجم آن گرانتر از معمول است. (بهانه ای برای کسانی که قیمت کتاب را همیشه دست آویزی می دانند که آن را نخرند). ولی از نظر من، گاهی بد نیست که کتاب هایی خارج از عرف معمول به دستمان برسد که اگر حتا آن را نخواندیم از این که چیز نفیسی داریم خوش باشیم. 

چه کنیم که دلخوشی های ما از این جنس است.  البته خیلی هم خوبست.

***

پ.ن.

همیشه می خواستم یک چیز دیگر هم بگویم و اینجا می گویم و امیدوارم کتاب خوانان، این را به کار بگیرند و آویزه ی گوش کنند و آن این است:

هر از گاهی در لابلای خواندن رومان، سراغ کتاب هایی چون تاریخ بیهقی بروید. کمترین نتیجه ی این خواندن، وسعت دادن به فرهنگ واژه های شماست. در یافتن معانی این واژه ها با کلی کلمات و ترکیبات دیگر آشنا می شوید. با این انتخاب ارزش وقتی که صرف خواندن کتاب می کنید، دوصد چندان می شود.

خواندن روزنامه و مجله و رومان هایی که همه از واژه های روزمره بهره می گیرند، چیزی به دانش شما در زبان و ادبیات اضافه نخواهد کرد. گیرم اوقات خوشی را با آن ها بگذرانید. ولی.......

نظرات (8)
علی اکبر ||
شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 11:07
نخست؛ سال نو شاد.
و چه کار پسندیده ای کردید که این کتاب را به گنجینه تان افزودید. هرچند من هنوز نتوانسته ام بر این نفس خبیث لیچار گو ام فایق بیایم که می گوید گران است، گران! نخر!
صد افسوس از فقدان کلنل و طریق بسمل شدن. لیکن چه باک؛ شیر بیشه همچنان استوار ایستاده و افق را می نگرد.
و چه گوش نواز که ظلم و بیداد پایدار نباشد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سالی که با کامنت های شما آغاز شود حتمن سال خوبی است.
گران است؟ از یک چیز دیگر بزنید. هر چند شاید این زدن ها دیگر جا ندارد.
علی اکبر ||
شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 11:17
کاش برای خالق طبل حلبی پستی می گذاشتید!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هرگز با او دوست نبودم. چرایش شاید برگردد به این که کمتر سراغ این قوم می روم. حالا یکی دو تاشان مثل هاینریش بل خب چرا، ولی ....
پروانه ||
یکشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 13:23
بر دار کردن حسنک وزیر از داستان های مورد علاقه ام از تاریخ بیهقی است.
یک با رهم تاریخ بیهقی را در اینجا معرفی کتید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بضاعتش را ندارم. مگر این که فقط چند خطی از آن را بنویسم.
نسترن ||
پنج‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 16:23
e... عمو محسن من این کتاب رو برای روز پدر خریدم برا بابا
خوشحال شدم دیدم شما هم تو پست گذاشتین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی کتاب خوبیه. و خیلی کار خوبی کردی.
چرا خودت دیگه نمی نویسی؟
نسترن ||
جمعه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 12:34
وای مرسی از توجهتون ... راستش کار و درس... خیلی وقتم کم هست .. وگرنه که میتونم بگم آرامش روحم وقتی هست که کلمات توی ذهنم رو رها کنم.. حالا که میدونم افتخار این رو دارم که شما سراغ نوشتنم رو میگیرید انرژی و انگیزه میگیرم... واقعا ممنونم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هر از گاهی نوشتن چند خطی ازهمان کلماتی که توی ذهنت هست، به آرامش ات کمک میکنه. خیلیم وقت نمی خواد.
سعید ||
دوشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 21:02
به تازگی کتابی خوانده ام از نویسنده ی امریکایی ( کورت ونه گورت ) به نام گهواره گربه . به نظرم کتاب قابلی است و ارزش خواندن دارد . با نگاهی متفاوت و با طنزی سیاه به جهان امروز ، انسان امروز ، دنیای سیاست ، علم و ... می نگرد .
خوانش این کتاب را به همه دوستان توصیه می کنم .
امتیاز: 0 0
مسافر ||
جمعه 1 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت 21:38
سلام
گاه گاه به خانه تان میایم و می روم . اما این دو پست اخریتان برایم خاطراتی داشت تنهایی پر هیاهو را به عزیزی هدیه دادم که عاشق ذکر بر دار کردن حسنک وزیر بود و اینش از او به یادگار مانده در ذهنم که مادر حسنک زنی بود سخت جگر آور! و یادش برایم عزیز...
ممنون که هنوز پر انرژی می نویسید و ممنون از صدای گرمتان.
هفتاد سال عاشقانه محمد مختاری هم برای شیک کردن کتابخانه تان بد نیست بعد از سال ها مجوز چاپ گرفته به قیمتی گزاف و چشم شتر ایتماتوف با ترجمه غلامحسین فرنود که امید را نوید می دهد (سو استفاده از فرصت برای معرفی کتاب)! شاد باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون.
و ممنون از معرفی این دو کتاب. چشم در اولین فرصت.
قاسم طوبایی ||
سه‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت 08:29
سلام
این که دارم الان اینجا برای شما و به جهت تشکر از این حضور بی آلایشتان مینویسم تنفس در هوای پس از باران است برای من...
این که دوستی به این چنین خردانه و دردانه انتخاب کند و بعد واپس بدهد آنچه به او دمی ، لختی لذت داده بسیار باارزش است.
با تمام وجود سپاس ... واگر گذارتان به اصفهان افتاد قدمتان بر چشم
راستی امروز صبح توی اتوبوس و هدفون و موبایل شعر سعدی را با صدای شما گوش کردم ... چه لذت... چه لذت ها !

پایدار باشید و دلشاد !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از این که گاهی با حضوری به شکل کمی تا قسمتی فیزیکی (صدا) حال کسی را خوش کنم، احساس شیرینی دارم.
شادزی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد