
کتابی که می خواهم به عنوان اولین نوشته ام در این وبلاگ از آن سخن بگویم کمی با فضای این وبلاگ متفاوت است و کمتر در خصوص موضوعاتی این چنینی نوشته شده است. ولی از آنجایی این کتاب توانست با زبان ساده و در عین حال دقیق اش، پاسخ بسیاری از سوالات ذهنی من را در مورد ایران بدهد، خواندن آن را به شما هم توصیه می کنم.
ما ایرانی جماعت، همواره درگیر تناقضاتی عجیب و غریب هستیم. یکی از تناقضات از آنجا سر بر می آورد که همواره احساس می کنیم ، کشوری داریم سرشار از امکانات و مواهب خدادادی و از سوی دیگر همواره با مشکلات اقتصادی از قبیل گرانی، بیکاری و ... دست بگریبانیم بگذارید دقیق تر بگویم
- ایران دومین کشور برخوردار از ذخایر گازی دنیاست.
- ایران سومین کشور برخوردار از ذخایر نفتی دنیاست.
- ایران جز ده کشور برخوردار از منابع معدنی دنیاست.
- ایران به لحاظ موقعیت ژئوپولتیک در موقعیت کاملا استثنایی قرار دارد، که می توان از این موقعیت برای کسب منابع قابل توجه ارزی استفاده کرد.
- ایران دارای تنوع اقلیمی نسبتا استثنایی است. که آن را مستعد سرمایه گزاری در محصولات مختلف کشاورزی می کند.
- ایران به طور بالقوه دارای نیروی انسانی بسیار مستعد و به صورت بالفعل برخوردار از نیروی انسانی تحصیل کرده و توانمند است، به گونه ای که بسیاری از ایرانیان تحصیل کرده که توانمندی خود را به بازار جهانی کار عرضه کردها ند، در دانشگاهها و یا شرکتهای معتبر دنیا از موقعیت های کلیدی برخوردارند.
- ایران برخوردار از تمدن و تاریخ کهن است و جز ده کشور برتر از لحاظ میراث فرهنگی و پنج کشور نخست از لحاظ اکوتوریسم است.که در صورت توجه مناسب به این ویژگی ها، می تواند به یکی از قطب های مهم جهانگردی تبدیل شود.
- اقتصاد ایران برخوردار از نیروی کار فراوان و منابع انرژی گسترده ای است که می تواند قدرت رقابت ویژه ای را در جلب سرمایه های خارجی برای کشور ایجاد کند.
. البته نمی توان اثر کشورهای دیگر را در وضعیت امروز کشورمان نادیده گرفت ولی آیا همه ی داستان همین است؟ آیا این عوامل خارجی برای سایر کشورهای پیشتاز در توسعه مانند مالزی، وجود نداشته اند و ندارند؟ بگذارید دوباره دقیق تر نگاه کنیم :
هنگامی که به آمار (این آمارها مربوط به زمان نگارش ویرایش اول کتاب، سال۱۳۷۸، میباشند. ولی در صحبتی که با دکتر نیلی داشتم، گفتند که این آمارها تغییر بنیادی ای نکرده اند.) مراجعه شود، می بینیم که:
- درآمد سرانه کشور در فاصله سالهای 1357 تا 1376 به طور متوسط 5 درصد کاهش پیدا کرده است .
- به جز در برنامه توسعه اول که رشد درآمد سرانه 4 درصد بود از سال 1373 به بعد رشد درآمد سرانه کمتر از 4/2 درصد بوده است.
- توزیع درامد در ایران به شدت نابرابر است.
- با رشد 4/2 درصد، بیش از 30 سال طول می کشد که درامد سرانه به 4000 تومان در روز برسد، یعنی حدود 4-5 دلار.
- (این یکی از خودم است) درست است که منبع درآمد اصلی کشورمان از نفت است، ولی تجربه نشان داده است، برخلاف کشورهایی مثل عربستان که وضعیت مشابه ما دارند، سطح رفاه مردم به قیمت این مایع سیاه ربط چندانی ندارد.
قابلیت های بالقوه ایران، مسلما به مراتب بیشتر از متوسط کشورهایی است که در دو دهه گذشته عملکرد اقتصادی شگفت آفرین داشته اند و عملکرد بلند مدت اقتصادی کشور به مراتب ضعیف تر از متوسط کشورهای در حال توسعه بوده است. این عملکرد مربوط به مقطع کوتاهی از تاریخ کشور نمی شود، بلکه ویژگی بلند مدت آن را شکل داده است. پژوهش اساسی آن است که چرا کشوری برخوردار از همه امکانات، عملکردی چنین نامناسب از خود نشان می دهد؟ این مساله و یا معمای کمتر توسعه یافتگی کشور است که این کتاب تلاش کرده است پاسخی برای آن ارائه کند.


