X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 27 مهر‌ماه سال 1394 @ 19:10

من پیش از تو

"من پیش از تو" یک درام عشقی است دربارۀ مردی عاشق هیجان و زندگی، که در پی یک تصادف رانندگی تمام بدنش فلج می شود و ناچار است تا پایان عمر روی صندلی چرخدار بماند. دختر پرستاری که برای مراقبت از او وارد خانه می شود بطور اتفاقی می فهمد که او قصد دارد از طریق مرکزی در سوئیس، به طور قانونی دست به خودکشی بزند و در واقع برای شش ماه بعد وقت گرفته... دختر تمام سعی اش را می کند تا در این مدت او را دوباره به زندگی امیدوار کند...


این کتاب را جوجو مویس، نویسندۀ انگلیسی، در سال 2012 نوشته و در 480 صفحه توسط مریم مفتاحی به فارسی ترجمه شده است.


داستان، داستان تلخی است و نویسنده به خوبی رنجی را که چنین فردی متحمل می شود به خواننده منتقل می کند، تا جایی که به او در تصمیمی که گرفته حق می دهیم... اما آیا واقعاً خودکشی بهترین راه حل است؟ آیا به هیچ شکلی می توان در چنین شخصی انگیزۀ زندگی ایجاد کرد؟ آیا عشق می تواند بر چنین تصمیمی پیروز شود؟


"من پیش از تو" کتابی است که بیشتر آن را با چشمانی اشک آلود می خوانیم، اما نویسنده برای کاستن از تلخی داستان، رگه هایی از طنز را هم وارد قصه کرده که بسیار به جا و دلنشین است.


فیلمی از روی این کتاب ساخته شده که سال 2016 اکران خواهد شد.

چهارشنبه 10 تیر‌ماه سال 1394 @ 14:28

انتقام فیثاغورث: داستانی از تاریخ ریاضیات

با شنیدن نام فیثاغورث اولین چیزی که به ذهنمان می رسد قضیۀ معروفی است که نام وی را یدک می کشد (مجموع مربع دو ضلع یک مثلث قائم الزاویه برابر است با مربع وتر)؛ اما کمتر کسی دربارۀ نحوۀ زندگی و عقاید وی به مطالعه پرداخته است.


فیثاغورث 500 سال پیش از میلاد مسیح می زیست و زندگی او، همچون بسیاری از نوابغ، با رمز و رازهای متعددی همراه است. شاگردانش جدای از ریاضیدان و فیلسوف، او را بعنوان رهبر معنوی خود می شناختند و دارای عقاید و مناسک ویژه ای بودند.


مرگ فیثاغورث هم در هاله ای از ابهام قرار دارد. برخی معتقدند وی در یک آتش سوزی و به دست مردم خشمگین کشته شد و طبق روایات دیگر، وی از آتش سوزی جان سالم به در برده و به شکل پنهانی جای دیگری زندگی کرده است... .


تمام این اسرار، دستمایۀ کتابی است به نام "انتقام فیثاغورث" که سال 2009 توسط آرتورو سانگلی نوشته شده. نویسنده که خود استاد ریاضیات یکی از دانشگاه های معتبر کاناداست حقایق تاریخی را با تخیل خود درآمیخته و داستانی پدید آورده پر از نکات علمی ریاضی و تعلیق های روایی. داستان از ساختاری غیرخطی برخوردار است و به اندازۀ کافی هیجان انگیز هست که بتوان یک سره تمام 250 صفحه را خواند!


دربارۀ داستان کتاب فقط همینقدر بگویم که اگر به علم ریاضیات علاقه مند هستید و از خواندن کتاب هایی همچون "رمز داوینچی" لذت برده اید، از خواندن این کتاب هم پشیمان نخواهید شد؛ اگرچه داستان، ریتم، شخصیت پردازی و پایان بندی با کتاب های مشابه فاصلۀ زیادی دارد.

چهارشنبه 18 تیر‌ماه سال 1393 @ 15:44

ده رمان برتر تاریخ ادبیات به انتخاب منتقدین روزنامۀ تلگراف

این لیست قطعاً نمی تونه ملاک باشه، اما خوبیش اینه که یه تعداد رمان خوب رو بهمون معرفی می کنه:


1. فلش من - جرج مک دونالد فریزر

2. جنگ و صلح - لئو تولستوی

3. استاد و فرمانده - پاتریک اوبرایان

4. ایوانهو - والتر اسکات

5. وراث - ویلیام گولدینگ

6. گل آبی - پنه لوپه فیتزجرالد

7. احیاء - رز ترمین

8. نو زایش - پت پارکر

9. دختری با گوشواره های مروارید - تریسی شوالیه

10. وولف هال - هیلاری منتل


من فقط چهار تاشونو خوندم! نمی دونم بقیه رو میشه گیر آورد یا نه، اما شنبه که برم انقلاب دنبالشون می گردم.

پنج‌شنبه 2 آبان‌ماه سال 1387 @ 14:29

خانه ای در ساحل

دافنه دوموریهمادرم همیشه از کتابی حرف می زد که سالها پیش خونده بود و می گفت مطمئنم اگه این کتاب رو بخونی خوشت میاد. متاسفانه در همون سالها کتاب به کسی امانت داده می شه و دیگه هیچوقت برنمی گرده. مادرم در زمینۀ کتاب حافظۀ خیلی خوبی داره و حتی اسم شخصیت های کتابی رو که چهل سال پیش خونده به خوبی به خاطر داره. همیشه این چند خط رو دربارۀ این کتاب برام تعریف می کرد:

ادامه مطلب ...
جمعه 4 مرداد‌ماه سال 1387 @ 14:59

کلید شیشه ای (داشیل همت)

از داشیل همت کتابی نخوانده بودم، اما فیلم شاهین مالت (جان هیوستون – ۱۹۴۱) که بر اساس کتابی از وی ساخته شده بود را سالها پیش دیده بودم. داشیل همت را پدر رمان سیاه می نامند.

کلید شیشه ای داستانی است جنایی/سیاسی دربارۀ پشت پردۀ رقابت های انتخاباتی نامزدهای مجلس آمریکا:

"پس از پیدا شدن جسد پسر یک سناتور در خیابان، ند بومانت کارآگاه خصوصی سعی دارد پرده از راز جنایت بردارد. وی برای حل معما ناچار است وارد دنیای کثیف سیاست مردان آمریکایی شود که برای رسیدن به اهدافشان از هیچ کاری رویگردان نیستند..."

روابط بین شخصیت های داستان در ابتدا گنگ و مبهم است و اطلاعات دربارۀ کاراکترها به کندی به خواننده منتقل می گردد. اما این کار در کمال آگاهی صورت گرفته؛ در واقع اطلاعات تنها زمانی به خواننده ارائه می شود که واقعاً ضرورت دارد. پایان داستان – با آنکه چندان غیرمنتظره نیست – اما در نوع خود جالب است.

داشیل همت (متولد ۱۸۹۴ آمریکا) خود چندسالی بعنوان کارآگاه فعالیت کرده و به همین خاطر در شخصیت پردازی کارآگاه  داستان هایش بسیار موفق عمل می نماید.

 

این کتاب را نشر روزنه (چاپ اول ۱۳۸۱) در ۲۶۴ صفحه و به قیمت ۱۶۰۰ تومن منتشر کرده است. من ترجمۀ پرویز نصیری را خواندم که چندان خوب نبود و ایرادهای زیادی داشت. ترجمۀ برخی اصطلاحات عامیانۀ آمریکایی نادرست و انتخاب کلمات و افعال بدون دقت صورت گرفته بود.

یکشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1386 @ 18:11

اولین کتابی که خوانده اید؟

یادتون میاد اولین کتابی که خوندین چی بود؟

حسام: جزیره اسرار آمیز (ژول ورن)
پروانه: ماشا و خرس
محسن: امیر ارسلان نامدار
فرشته: حسنی نگو یه دسته گل
مهدخت: گربه من نازنازیه
محمدرضا: بن هور

جمعه 5 بهمن‌ماه سال 1386 @ 18:38

اتفاق خودش نمی افتد + ایستگاه سلجوق

من از سنین نوجوانی علاقۀ خاصی به خواندن فیلمنامه داشتم، خصوصاً فیلمنامه هایی که به دلایل مختلف شرایط ساخت آنها فراهم نبوده است. اولین فیلمنامه ای که خواندم "مداد جادویی" اثر ایرج کریمی بود که هیچوقت ساخته نشد.

 

از خواندن فیلمنامه و بازسازی تصویری آن در ذهن بصورت فیلم بسیار لذت می برم. یکی از نویسندگانی که همیشه با علاقۀ فراوان به خواندن فیلمنامه هایش نشسته ام بهرام بیضایی است.

 

بهرام بیضایی از استادان نمایشنامه و فیلمنامه نویسی ایران است که به سبک خاصی می نویسند و این سبک برای من بسیار جذاب است.

دو اثری که معرفی می کنم از آثار ساخته نشدۀ بیضایی هستند:

 

اتفاق خودش نمی افتد!

فکر نمی کنم هیچوقت امکان ساخت این فیلمنامه فراهم گردد و همین که اجازه چاپ به آن داده شده جای تعجب فراوان است.

 

داستان درباره زن میانسالی است که بطور اتفاقی با یکی از همرزمان دوران جوانی خود (قبل از انقلاب) روبرو می شود. آنها که هر دو تفکرات حزبی خود را حفظ کرده اند همدیگر را می شناسند و... .

 

در این داستان ظاهرا همه چیز بصورت اتفاقی پیش می آید، اما در پس هر اتفاق ساده توطئه ای نهفته که باعث بروز حوادث بعدی می گردد.

 

این فیلمنامه که یک تریلر سیاسی است از چرخش های غافلگیرکنندۀ فراوانی برخوداراست و اگر شرایط تبدیل شدن به فیلم را داشت، به یکی از بهترین آثار این ژانر تبدیل می شد.

 

دلایل تغییر باورهای انقلابی احزاب، سوء استفاده از شرایط سیاسی پس از انقلاب، ماهیت برخی سیاسیون مذهبی فعلی و آثار زندان و شکنجه بر روان انسان ها از جمله مواردی است که در این داستان مطرح شده و نهایتاً به عدم اعطای مجوز ساخت به این فیلمنامه منجر گشته است.

 

ایستگاه سلجوق

یک فیلمنامۀ عجیب با شخصیت هایی اندک که تماماً در ترکیه می گذرد:

 

یک زوج جوان فرانسوی در یک سفر تفریحی به ترکیه آمده اند؛ اما هدف اصلی زن جوان، بازدید از یک موزۀ محلی و نیایش به درگاه مجسمه ای است باستانی که الهۀ باروری است. در راه برگشت و در پی یک حادثۀ ساده، زن از اتوبوس جا می ماند و در انتظار بازگشت شوهر، در یک ایستگاه کوچک بین راهی به خیالباقی می پردازد...

 

شاید این فیلمنامه به خوبی دیگر آثار بیضایی نباشد، اما از داستان پردازی بسیار بدیعی برخوردار است و پایان غیرمنتظره ای دارد.

 

پی نویس: آیا می دانید با وجود فروش بالای آخرین ساختۀ بیضایی (سگ کشی) هیچ تهیه کننده ای حاضر به سرمایه گذاری روی فیلم بعدی او نیست؟
جمعه 9 آذر‌ماه سال 1386 @ 15:11

تکه های گمشده (جوی فیلدینگ)

تکه های گمشده یکی دیگر از آثار جوی فیلدینگ نویسندۀ کانادایی است که بین علاقمندان کتاب های معمایی/جنایی طرفداران زیادی دارد.

"غریبه ای با من است" اولین کتابی بود که از او خواندم. این کتاب داستان زن میان سالی است که به هوش می آید با لباس های خونین و جیب هایی پر از پول... و هیچ چیز را به یاد نمی آورد. او دچار فراموشی شده و همه چیز و همه کس برایش غریبه هستند، حتی خودش. با پیشرفت داستان بر هیجان آن هم افزوده می گردد تا جایی که از نیمۀ دوم به بعد به راستی نمی توان کتاب را رها کرد.

"تکه های گمشده" نسبت به اثر قبلی این نویسنده از هیجان کمتری برخوردار است و بیشتر به جنبه های روانشناسانۀ اعمال شخصیت ها می پردازد:

کیت – یک روانشناس ۵۵ ساله – به همراه شوهر و دو دختر نوجوانش زندگی آرامی دارند تا اینکه خواهر ناتنی اش (جولین) تصمیم می گیرد با کولین – مردی که متهم به قتل ۱۳ زن و دختر است – ازدواج کند. جولین در تمام جلسات دادگاه حضور می یابد و از او حمایت می کند. به تدریج زندگی کیت به هم می ریزد: مادرش دچار آلزایمر می شود، بطور تصادفی با عشق دوران دبیرستانش ملاقات می کند، جولین سعی می کند دختر بزرگتر او را به سمت خود جلب کند، با شوهرش به مشکل برمی خورد و... . در پایان کولین به کمک جولین از زندان می گریزد و کیت می داند که دختران نوجوانش قربانیان بعدی این قاتل بیرحم خواهند بود...

شاید جوی فیلدینگ قلم توانایی نداشته باشد، اما قادر است حوادث و ماجراهای هیجان انگیز را بطور بسیار ماهرانه ای کنار هم قرار دهد. نوشته های او – از نظر سبک – تا حدی به آثار جان گریشام (نویسندۀ آمریکایی) شباهت دارند؛ آثاری همچون پروندۀ پلیکان، موکل و شرکت. اما جان گریشام در پروراندن قصه و درگیر کردن خواننده موفق تر عمل می نماید. (البته به نظر من سه کتاب آخر جان گریشام از سطح بالایی برخوردار نبودند).

در مجموع اگر به خواندن کتاب های معمایی/جنایی علاقمندید، آثار جوی فیلدینگ انتخاب مناسبی است.

*** من بعد از خوندن این کتاب روی وب سایت خانم جوی فیلدینگ چند خطی براش نوشتم و بهش گفتم که کتابهاش اینجا طرفدارای زیادی داره. امروز این جواب رو برام فرستاد:

,Dear Sam

From Iran! Fantastic! It's so nice to know that people so far away- and a culture so different from mine- are reading and enjoying my books. I hope you continue to do so. .Thanks so much for writing

,Warmly
Joy Fielding

سه‌شنبه 29 آبان‌ماه سال 1386 @ 14:29

خاطرات روسپیان سودازده من (مارکز)

بعد از دو سال خماری بالاخره دیشب آخرین کتاب مارکز رو خوندم، البته به شکل الکترونیکی و روی صفحۀ مانیتور.

ده سال از انتشار آخرین کتاب داستانی مارکز (وقایع نگاری یک آدم ربایی) می گذره و توی این مدت متعجب بودم از اینکه چرا نویسنده ای مثل مارکز انقدر کم می نویسه.

"خاطرات روسپیان سودازدۀ من" فقط ۱۱۷ صفحه است و ظرف دو ساعت تمومش کردم. مطمئنم که باید حداقل دو بار دیگه بخونمش. برخی از جملات این کتاب ارزش ده ها بار خوندن رو دارن.

این کتاب قصۀ پیرمرد ۹۰ ساله ای است که تصمیم می گیره در شب تولد ۹۰ سالگیش به خودش یه هدیه بده: لذت عشقبازی با یه دختر ۱۴ ساله.

او هیچوقت ازدواج نکرده و در تمام زندگیش با فاحشه های مختلف ارتباط داشته و به قول خودش "هیچوقت با کسی عشقبازی نکرده که بعدش پولی به او نپرداخته باشه". او هیچوقت مفهوم دوست داشتن و دوست داشته شدن واقعی رو حس نکرده و طبق دفتر یادداشتش تا اون روز با ۵۰۴ زن و دختر رابطه جنسی داشته.

مارکز به زیباترین شکل ممکن احساسات این پیرمرد رو بیان می کنه. به نحوی که گویی خود او یکبار به این شکل زندگی و تمام این وقایع رو از نزدیک تجربه کرده. کتاب از زبان اول شخص تعریف می شه و دو سال از زندگی پیرمرد و اطرافیانش رو تعریف می کنه.

در مورد توقیف این کتاب در ایران هم نمی دونم چی باید بگم. من با توقیف هر نوع کالای فرهنگی مخالفم. فقط شاید این کتاب مناسب افراد زیر ۱۸سال نباشه. نه اینکه چیز خاصی توش باشه، نه... ولی نحوۀ بیان احساسات و تفکرات شخصیت های کتاب زیاد با فرهنگ ما سازگار نیست... اما مگه یکی از دلایل کتاب خوندن ما آشنا شدن با انسان ها و فرهنگ های دیگه نیست؟

جملات بسیار زیبایی در این کتاب هست که باید بارها و بارها خوند و به خاطر سپرد. مثل این یکی:

یکی از قشنگی های پیری اغواگری های دوستان جوانی است که فکر می کنند ما خارج از سرویسیم!

شنبه 21 مهر‌ماه سال 1386 @ 19:24

بهترین داستان های کوتاه آنتون چخوف

زندگی آنتون پاولوویچ چخوف بسیار کوتاه بود، تنها چهل و چهار سال. او در سال ۱۸۶۰ در روسیه به دنیا آمد و چناچه پدربزرگش – که یک برده بود – آزادی خود را در قبال ۱۵۰۰ روبل نخریده بود، او هم ناچار بود بردگی کند.

 

چخوف خیلی زود کارش را بعنوان نویسنده شروع کرد و در سن سی سالگی یکی از مشهورترین و بزرگترین نویسندگان روسیه بود و حتی جایزۀ ادبی پوشکین را نیز تصاحب کرد.

 

اولین داستان کوتاه چخوف در سال ۱۸۸۰ در نشریۀ "سنجاقک" به چاپ رسید. صدها داستان، نمایشنامه، قطعۀ طنز و آگهی تجاری از او بر جای مانده که هر کدام از آنها در جای خود از اهمیت فراوانی برخوردارند.

 

او یکبار به یکی از دوستانش گفت: "می دونی من چطوری داستان می نویسم؟". سپس به میزی که روبرویش بود نگاهی انداخت و با اشاره به یک زیر سیگاری گفت: "آهان! ببین، داستان همینجاست! فردا برات یه داستان می نویسم به اسم زیر سیگاری! به همین سادگی!".

 

کتاب "بهترین داستان های کوتاه چخوف" با گزیده، ترجمه و مقدمۀ احمد گلشیری توسط انتشارات نگاه چاپ شده شامل ۳۴ داستان کوتاه از بهترین آثار چخوف است که بین سال های ۱۸۸۴ تا ۱۹۰۳ نوشته شده اند. هر داستان بین ۵ تا ۱۵ صفحه است و کاراکترهای مختلف را در شرایط گوناگون به رشتۀ تحریر درآورده است.

 

یکی از زیباترین داستان های این مجموعه داستانی است به نام "خواب آلود". این داستان، بخشی از زندگی یک دختر نوجوان را روایت می کند که در خانه ای کنیز است. از صبح تا شب باید به کارهای خانه رسیدگی کند و شب تا صبح هم کنار گهوارۀ کودک صاحبخانه بیدار بنشیند و گهواره را تکان دهد. اگر برای لحظه ای خوابش ببرد نوزاد شروع می کند به گریه کردن و آنگاه است که مرد یا زن صاحبخانه او را به باد کتک می گیرند. با طلوع خورشید هم دوباره کارهای خانه شروع می شود: نظافت، پخت و پز، آوردن آب، خرید،... . یک شب، هنگامی که کنار تخت نوزاد نشسته و آنرا تکان می دهد راه چاره را پیدا می کند: از بین بردن بچه! هر چه بیشتر فکر می کند، بیشتر مطمئن می شود که تنها دلیل بدبختی هایش این نوزاد است و باید او را از میان بردارد. بالش را روی صورت نوزاد می گذارد و فشار می دهد...

 

چخوف این داستان را با چنان مهارت و ظرافتی تعریف می کند که می توانیم بطور کامل احساسات دختر را درک کنیم و با او همراه شویم. فلاش بک هایی که طول در داستان وجود دارد و ماجرای مرگ پدر و مادر و انتقال دختر از روستا به شهر و نهایتا کنیزی در آن خانه را روایت می کند ما را با شخصیت و گذشتۀ این دختر بیشتر آشنا می سازد. هنر چخوف در این است که این داستان را در تنها 8 صفحه تعریف کرده.

 

آنتون چخوف چهل و چهار سال بیشتر زندگی نکرد اما هنگامی که چشم از جهان فرو بست چهرۀ داستان نویسی جهان را تغییر داد و تاثیری عمیق بر نمایشنامه نویسی بر جای نهاد. آثاری ارزنده ای که از او به جا مانده هدفی پیش پای انسان نمی گذارد اما ابزاری به او می دهد برای بهتر زیستن.

( تعداد کل: 12 )
   1       2    >>