X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 21 تیر‌ماه سال 1391 @ 12:52

آشغالدونی

                                        

آشغالدونی

مجموعه یادداشت های روزانه: کارولینا ماریا دژ زوس

ترجمه: کریم کشاورز

انتشارات نیل

«آشغالدونی» مجموعه یادداشت های «کارولینا ماریا دژ زوس»، زنی سیاهپوست از اهالی فاولای کانینده (تخته آباد) یا همان زاغه نشین در حومه ی شهر سائوپولوی برزیل، است. زنی که شوهر نکرده و سه تا بچه دارد. در کلبه ای که شیشه ندارد و تیر و تخته هایش سست است، زندگی می کند. زنی که هر روزش مثل روز پیش است و برای مبارزه با گرسنگی خودش و سه فرزندش آشغال گردی می کند. فلاکت از جامعه ی فاولا می بارد، دعوا، کتک کاری، فحش، دزدی، فحشا مسائل روزمره ی زندگی در فاولاست. بچه ها چیزهایی را می بینند که نباید ببینند و این برای کارولینا زجر اور است. در فاولا همه نوع آدمی زندگی می کند؛ سیاه و سفید، فقر عامل اشتراک آن هاست. فقر ، شرارت می افریند و تمام خصائل ناپسند انسان را پرورش می دهد! این جا سیاه، برده ی سفید نیست اما هر دو برده ی گرسنگی هستند.

«راستی پول هم چیز عجیبی  است! باعث قتل می شود، تخم کینه در دل ها می کارد.»

و این زن تمام تلاشش برای مبارزه با گرسنگی است؛ گرسنگی ای که همه چیز را به رنگ زرد درمی آورد و همین زن می گوید:

«ملتی که یکی از افرادش از گرسنگی خودکشی کند باید از خجلت سر به زیر افکند.»

کارولینا، علت همه ی بدبختی ها را هم می گوید:

«سیاستمدار وقتی که کاندیدای نمایندگی است وعده می دهد که مزدها را زیاد کند ولی در واقع، رنج های مردم را زیاد می کند!»

یادداشت های کارولینا را روزنامه نگاری دریافت می کند و به چاپ می سپارد. این یادداشت ها سال 1959 به پایان می رسد و کارولینا آرزوی سالی بهتر می کند : «ای سال برنگردی!/ صد سال برنگردی»

 اما هم چنان کار سال پیش به روال معمول تکرار می شود: «اول ژانویه 1960 ـ ساعت پنج برخاستم و پی آب رفتم.»

دوشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1391 @ 16:02

گزارش یک آدم ربایی


گزارش یک آدم ربایی

نوشته‌ی: گابریل گارسیا مارکز

ترجمه‌ی: کیومرث پارسای

نشر: علم

481 ص، 110.000 ریال

چاپ چهارم 1390

تیراژ: 3300

***

این کتاب، داستان چیزی بیش از یک آدم ربایی ساده است. روایتی است از دورانی که بر مردم کلمیبا گذشته است. در اوائل آخرین دهه‌ی قرن بیستم. ینی دوران حاکمیت باندهای مواد مخدر بر زندگی مردم آن خطه از جهان. سرکرده‌ی این باند، پابلو اسکوبار بود. که محل اقامتش توسط پلیسی ردیابی شد و به قتل رسید. وزآن پس کلمیبا پس از گذار از یک رشته اصلاحات، رنگ آرامش ب خود دید.

ادامه مطلب ...
یکشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1390 @ 22:43

حاصل روزهای ما

نوشته‌ی: ایزابل آلنده

برگردان: نرگس میلانی

نشر: باغ نو

455 صفحه / 8000 تومان

چاپ اول / 1388 / تیراژ: 2200

***

حاصل روزهای ما در واقع خاطرات است. خاطرات ایزابل آلنده آنگونه که دوست دارد از آن‌ها یاد کند. و تقریبن نه آن گونه که اتفاق افتاده است. البته در این بین چیز زیادی را نمی توان گفت به آن ها اضافه کرده یا کم کرده. هر آنچه را که بوده با دریافت های خود نوشته است. شنونده پائولاست. دخترش که در هنگام نوشتن این کتاب دیگر نبود. هرچند در لابلای خاطرات، دختر هم گاه حضور دارد. نه چون یک رویا که در جسم و شکل خودش. همان گونه که وقتی می زیست.

در جای جای کتاب از رنجی که در تورهای معرفی کتاب پائولا  برده می گوید:

ادامه مطلب ...
شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1389 @ 08:16

اینس، روح من

اینس، روح من

اثر: ایزابل آلنده

ترجمه از متن اسپانیولی: زهرا رُهبانی

انتشارات: نگاه ۱۳۸۶ 

چهارصد و سی صفحه، پنجهزار و پانصد تومان


***

قبل از شروع رمان می‌خوانیم:

اینس سوارِس (1580-1507) زنی اسپانیایی و متولد پلاسنسیا بود. به سال 1537 به قاره جدید سفر کرد و در فتح شیلی نقش داشت و از بنیانگذاران شهر سانتیاگو بوده. وی نفوذ سیاسی و قدرت اقتصادی بسیار داشت.

موفقیت اینس سوارس از سوی تاریخ نگاران آن عهد به ثبت رسید. گرچه تقریبن بیش از چهارصد سال از سوی مورخان به فراموشی سپرده شد.

نگارنده در این صفحات به شرح احوال و اعمال این زن –همان گونه که در اسناد تاریخی آمده- اکتفا کرده و فقط با کمی تخیل، بر آن تار و پودی تنیده است.

***

ادامه مطلب ...
شنبه 19 دی‌ماه سال 1388 @ 16:07

پیرمردی که داستان های عاشقانه میخواند


متن این پست نوشته یاس مخبر است. عضو جدید این وبلاگ.

***

" پیرمردی که داستان های عاشقانه میخواند"

لوییس اسپولودا

ترجمه: علیرضا زارعی با ویراستاری سیامک گلشیری

نشر امتداد - 112 صفحه


" پیرمردی که داستان های عاشقانه میخواند" از "لوئیس اسپولودا"

یه پیرمرد که دست روزگار میکشوندش تو جنگل و سالها با بومی های اونجا زندگی میکنه و آداب زندگی تو جنگل رو یاد میگیره اما بنا به دلایلی مجبور میشه اونجا رو ترک کنه و در شهر زندگی کنه ، کم کم جا میوفته و از سر بیکاری به کتاب خوندن رو میاره و داستان های عاشقانه رو انتخاب میکنه ، عکس العمل هاش در برابر کتاب ها خیلی جالبه.

ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 29 آبان‌ماه سال 1386 @ 14:29

خاطرات روسپیان سودازده من (مارکز)

بعد از دو سال خماری بالاخره دیشب آخرین کتاب مارکز رو خوندم، البته به شکل الکترونیکی و روی صفحۀ مانیتور.

ده سال از انتشار آخرین کتاب داستانی مارکز (وقایع نگاری یک آدم ربایی) می گذره و توی این مدت متعجب بودم از اینکه چرا نویسنده ای مثل مارکز انقدر کم می نویسه.

"خاطرات روسپیان سودازدۀ من" فقط ۱۱۷ صفحه است و ظرف دو ساعت تمومش کردم. مطمئنم که باید حداقل دو بار دیگه بخونمش. برخی از جملات این کتاب ارزش ده ها بار خوندن رو دارن.

این کتاب قصۀ پیرمرد ۹۰ ساله ای است که تصمیم می گیره در شب تولد ۹۰ سالگیش به خودش یه هدیه بده: لذت عشقبازی با یه دختر ۱۴ ساله.

او هیچوقت ازدواج نکرده و در تمام زندگیش با فاحشه های مختلف ارتباط داشته و به قول خودش "هیچوقت با کسی عشقبازی نکرده که بعدش پولی به او نپرداخته باشه". او هیچوقت مفهوم دوست داشتن و دوست داشته شدن واقعی رو حس نکرده و طبق دفتر یادداشتش تا اون روز با ۵۰۴ زن و دختر رابطه جنسی داشته.

مارکز به زیباترین شکل ممکن احساسات این پیرمرد رو بیان می کنه. به نحوی که گویی خود او یکبار به این شکل زندگی و تمام این وقایع رو از نزدیک تجربه کرده. کتاب از زبان اول شخص تعریف می شه و دو سال از زندگی پیرمرد و اطرافیانش رو تعریف می کنه.

در مورد توقیف این کتاب در ایران هم نمی دونم چی باید بگم. من با توقیف هر نوع کالای فرهنگی مخالفم. فقط شاید این کتاب مناسب افراد زیر ۱۸سال نباشه. نه اینکه چیز خاصی توش باشه، نه... ولی نحوۀ بیان احساسات و تفکرات شخصیت های کتاب زیاد با فرهنگ ما سازگار نیست... اما مگه یکی از دلایل کتاب خوندن ما آشنا شدن با انسان ها و فرهنگ های دیگه نیست؟

جملات بسیار زیبایی در این کتاب هست که باید بارها و بارها خوند و به خاطر سپرد. مثل این یکی:

یکی از قشنگی های پیری اغواگری های دوستان جوانی است که فکر می کنند ما خارج از سرویسیم!

سه‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1386 @ 19:52

مثل آب برای شکلات

نام کتاب : مثل آب برای شکلات(like water for chocolate)

اثر : لورا اسکوئیول

مترجم : مریم بیات

تعداد صفحات : 235 صفحه

سال ترجمه : 1376

سبک رمان : رئالیسم جادویی

زبان و فرم : زبان خانگی و فرم زنانه

خلاقیت و ابتکار بی نظیر نویسنده : استفاده از فضای آشپزخانه و دستور غذا در آغاز هر فصل از رمان و در ارتباط با آن.

موضوع اصلی  داستان این کتاب زندگی دختری بنام " تیتا "ست که قربانی یک سری سنت های غلط و قدیمی جامعه ی خودش میشه و در نهایت همین سنت ها  مسیر اصلی زندگی اون رو تغییر میده.

تنها آرزوی تیتا , آرزوی مرگ مادر بی رحم و سنگدلشه که اون رو برای همیشه از داشتن  حق زندگی و رسیدن به تنها عشق زندگیش یعنی " پدرو" محروم می کنه...

 

(ماما النا) گفت:

"اگر این آقا پسر می آید که از تو خواستگاری کند, برایش پیغام بده لازم نیست زحمت بکشد, وقت خودش و مرا تلف می کند.خودت خوب می دانی کوچک ترین دختر خانواده بودن, معنای دیگرش این است که تا وقتی من نفس می کشم تو باید از من پرستاری کنی, ازدواج بی ازدواج."

داستان موضوع جذابی داره و گه گاهی خواننده رو وادار به قضاوت در مورد شخصیت ها و کارهای خوب و بد و بعضی تصمیم گیری هاشون میکنه و در آخر هم به بهترین شکل ممکن تموم میشه.

                                             * * * * * *

                                              فصل یک

                                               ژانویه

                                         رولت کریسمس

 مواد لازم :

یک قوطی ساردین

نصف لوله کالباس

آویشن

یک قوطی کنسرو فلفل سبز ریز

ده عدد نان سفید

 

طرز تهیه:

پیاز را ریز خرد می کنیم. برای اینکه به وقت خرد کردن آن اشکتان سرازیر نشود (که خیلی هم ناجور است!)توصیه می کنم...