نام کتاب:راهنمای نمودار شاهنامه فردوسی - دوره پیشدادیان و کیانیان
پژوهش از : فرانک دوانلو
انتشارات: آرتامیس
تلفکس:02282345193
بها:5500 تومان
این کتاب از با پیشگفتاری نیک آغاز می گردد و پس از آن با خواندن آن، کَسانِ شاهنامه را در ذهنت دوباره خوانی می کند.
برداشتی از برگ 18:
بانو گشسب
دخت بی همتا و دلاور «رستم» همسر «گیو» و مادر «بیژن» بود. «گیو» برای آوردن «کی خسرو» و «فرنگیس» به «توران شتافت»، «بانو گشسب» به نزد پدر به «سیستان» رفت....




داستان کوتاه
مرگ مادرش آغاز می شود . احساس اولیه ای که از دیدن عکس العملهای مورسو در قبال مرگ مادرش به خواننده می دهد بی تفاوتی عجیب و غریبی است که ما را گیج می کند . هر چه داستان ادامه پیدا می کند این سوال در ذهن خواننده پررنگ تر می شود که این همه بی تفاوتی ناشی از چیست و جالب اینجاست که به هیچ وجه از مورسو بدمان نمی اید و فقط کنجکاوانه تر به دنبال عکس العملهای وی هستیم . خود کامو می گوید که "مورسو بی تفاوت نیست و بیشتر مهربان است تا بی تفاوت" ولی به نظر من مورسو انسانی بدون احساسات عمیق است آدمی است که زندگی را در حال زندگی می کند. گذشته و آینده برایش بی معنی است، با دیگران رابطه بدی ندارد برخوردهایش با پیرمرد همسایه که سگش را گم کرده است جالب است، به حرف های پیر مرد گوش می دهد و دلداریش می دهد و البته نمی گویم که از سر مهربانی است، برای گذران وقت و جاری بودن در زندگی، مورسو کارهایی می کند که از نظر دیگران می تواند تعابیر خاصی داشته باشد مثلا نوشتن نامه برای همسایه اش که فقط به این دلیل بود که آن روز چون حوصله درست کردن نهار نداشت میهمان آن همسایه شد و درگیر نوشتن ان نامه و باقی قضایا که در انتها سندی شد برای محکوم کردن وی در دادگاه. می خواهم بگویم که مورسو انسانی است بدون هیچ احساس عمیقی از عشق، تنفر، همدردی و یا حتی افسردگی، انسانی که زندگی را بیشتر به تماشا می گذراند تا اینکه وسط گود برود و درگیر باشد. انسانی است که دلیلی برای دروغ گفتن نمی بیند. در جواب ماری ، دوست دخترش، که می پرسد آیا مرا دوست داری؟ می گوید این حرف بی معنی است و یا وقتی ماری از وی می خواهد که با هم ازدواج کنند دلیلی برای ازدواج نمی بیند ولی داستان سرایی هم نمی کند و فقط می گوید که اگر تو می خواهی قبول، ازدواج می کنیم ولی دلیلی برای این کار نمی بینم . 


