X
تبلیغات
مدیسه
رایتل
پنج‌شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1395 @ 21:44

بهترین بچه‌ی عالم


بهترین بچه‌ی عالم

گردآورنده، جیمز توماس – برگردان، اسدالله امرایی

نشر قطره – چاپ دوم – 1393

192 صفحه - 95000 ریال

***

بهترین بچه‌ی عالم، سومین کتاب از مجموعه داستان‌های کوتاهی است که با برگردان اسدالله امرایی در این‌جا می‌بینید. با این تفاوت که این داستان‌ها خیلی خیلی کوتاه هستند. شصت داستان کوتاه.  پیشنهاد می‌کنم این کتاب را در سفرهای درون شهری همراه خودتان داشته باشید و مطمئن باشید، حتا اگر در فاصله‌ی دو ایستگاه مترو، نتوانید یکی از آن‌ها را بخوانید، در فاصله‌ی سه ایستگاه خواهید توانست. چرا که با کمک از مقدمه‌ی کتاب که جیمزتوماس نوشته می‌گویم: مسابقه‌ی ترتیب داده شده و هزاران داستان در طی چند سال جمع آوری شد. آن‌گاه این داستان‌ها را بین ادیبان و دانشجویان ادبیات پخش کردند. آن‌ها موظف شدند به این داستان‌ها از صفر تا ده نمره بدهند. یکی از امتیازهای داستان‌ها در این‌بوده که داستان‌ها یک صفحه باشند. به طوری‌که خواننده شروع و پایان داستان را در مقابل چشمش داشته باشد و یا نهایتن دو صفحه باشند.. چیزی حدود 750 کلمه. این شکل از داستان نویسی در گذشته به مذاق خیلی‌ها خوش نبوده. ولی امروزه و در میان خوانندگان هواداران زیادی دارد. امروزه حتا نویسندگان بزرگ هم گاه به سمت نوشتن داستان‌های با این تعداد کلمه کشیده می‌شوند. کاری که در گذشته مطلقن نمی‌کردند.

به نظر خودم، این روزها هجوم مطالب به ذهن آدم‌ها آنقدر زیاد است که گاه مطالبی که روزانه بر سرمان می‌بارد آنقدر زیاد است که یک صفحه و دو صفحه سهل است، گاه شاید برای خواندن یک پاراگراف هم، اکثر مردم نمی‌خواهند وقت بگذارند و مطالب یک خطی و دو خطی را بیشتر می‌پسندند. و شوربختانه جماعت کتاب‌خوان روز به روز کمتر و کمتر می‌شود. مگر این که ملت، حداقل به سمت داستان‌هایی مینی‌مالیستی مانند این کتاب سوق داده شوند.

از سفرهای درون شهری گفتم. پیشنهاد می‌کنم در هر این از این سفرها یکی از این داستان‌ها را بخوانید. به طور مثال اگر سفر دارای شش، هفت ایستگاه است، یک داستان را دوبار بخوانید. در بین این دوبار خواندن، یکی دو ایستگاه به آن فکر کنید. در لابلای این خواندن ها، داستان را برای خودتان باز کنید. ببینید! منظورم این است که درست است که این داستان‌ها کوتاهند، ولی این کوتاهی الزامن به معنی ساده بودن آن‌ها نیست، حداقل خیلی از آن ها و چه بسا بعد از پیاده شدن از وسیله‌ی سفر، هم‌چنان ذهنتان درگیر آن‌ها باشد. فقط امیدوارم حواستان به اندازه‌ی "بهترین بچه‌ی عالم" پرت نشود.

با کیلیک روی "بهترین بچه‌ی عالم"، نوشته‌ی چاک روزنتال، Chuck Rosenthal داستان را با صدای خودم بشنوید.

 

 

پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 @ 16:04

مرگ تک فرزند دوم


نوشته ی: بختیارعلی

برگردان: سردار محمدی

نشر افراز - 1394 - 120 صفحه - 88000 ریال

تیراژ: 1100

***

مرگ تک فرزند دوم، اولین کتاب بختیار علی است که بعد از مهاجرت از کردستان به آلمان به چاپ رسید. کتاب یک مرثیه در رثای کسی است. تک فرزند دوم. اصطلاحی که شاید برای اولین بار باشد که می شنوید. تک فرزند الزامن به معنی تک فرزند یک خانواده نیست. بلکه می تواند تک فرزند یک مرد باشد یا تک فرزند یک زن.

در این کتاب از آدم های مختلف و برخوردهایشان با این تک فرزند می خوانیم. چه در دورانی که یک فرد ساده بود و چه وقتی دیگر کسی شده بود برای خودش و مردنش  شور و حالی و ولوله ای به پا کرد.

امیدواریم کتابهای دیگر بختیارعلی را نیز با برگردان سردار محمدی بخوانیم.

و اما چیزی که مدتها بود می خواستم بنویسم و نوشتنم نمی آمد و می گذشتم ولی دیگر دیدم نمی توانم این است که: نباید در اینجا فقط از کتاب و نویسنده و مترجم بنویسیم. کمی هم از سایر مشخصات کتاب و دست اندرکارانش  بنویسیم.

می خواهم در باره ناشر بنویسم که بسیار کار خوبی می کند و این کتابها را در اختیار ما قرار می دهد. ناشری که بختیارعلی امتیاز نشر آثارش را در ایران به او داده است. ولی ای کاش ممیزان این ناشر کمی در شکل ارائه ی کار سختگیر تر بودند. منظورم شکل یکنواخت آن هاست با یک سطر در تمام این کتابها.گویا طراح روی جلد،  از بختیارعلی جز این نمی داند که:

رمانی دیگر از نویسنده ی رمان تحسین شده ی آخرین انار دنیا.

یعنی حتا کلیشه هم عوض نمی شود که مثلن رمان اولی بشود کتاب. "کتابی دیگر از نویسنده ......" همان جمله از طراحی کتاب قبلی روی کتاب جدید، کپی پیست می شود. نمی دانم شاید به او دیکته می شود که این را ذکر کند. که در این صورت مرا برای نوشتن این بخش از یادداشت ببخشد.

این جمله روی کتابهایی از بختیار علی که من دارم، عمویم جمشید خان، مرگ تک فرزند دوم، قصر پرندگان غمگین، نوشته شده است.  باید منتظر کتاب های بعدی باشیم تا مثال ها کامل شوند. میدانید من فکر می کنم تا دنیا دنیاست اگر کتابی از بختیار علی توسط این ناشر منتشر شود این جمله زینت بخش آن خواهد بود. در این جا می ماند این که چه بسا خیلی ها آخرین انار دنیا را بهترین اثر او ندانند و آخرین کارش را بیشتر بپسندند. حالا در مورد بعضی نویسندگانی که فقط می توانند با یک اثر شناخته بشوند، مانند علی محمد افغانی و شوهر آهو خانم اش،  می توان این را گفت ولی در مورد بختیارعلی که هر کتابش یک "آخرین انار دنیاست" چه؟ آیا انصاف است فقط یک کتاب از کسی چون بختیارعلی معیار شناختمان از او بشود؟

البته بماند که کتاب "مرگ تک فرزند دوم"  اولین کتاب بختیار علی است. جالب می شود اگر کسی این کتاب را به عنوان کتاب اول او به دست بگیرد و رویش این جمله را بخواند..... آخرین انار دنیا؟ آخرین انار دنیا؟ کدام انار؟ اناری که هنوز نوشته نشده است؟

پ.ن.

بعد از نوشتن این یادداشت کتاب دیگری از بختیارعلی به دستم رسید. به نام شهر هم نوازان سپید. از نشر دات. روی آن هم شبیه این جمله است:

شاهکار نویسنده ی آخرین انار دنیا.

و این در حالی است که در پشت جلد از شیرکو بی که س می خوانیم:

...... اینک پس از چهار سال می توان لقب شاهکار ادبیات کرد را از "آخرین انار دنیا" گرفت و به اثر تازه اش، "شهر هم نوازان سپید" داد. "شهر هم نوازان سپید" مهم ترین رمان در ادبیات کرد است.

به نظر شما سطر آخر این پی نوشت نمی توانست جای "شاهکار نویسنده ی ......" را بگیرد؟



یکشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1395 @ 21:23

بدرود امیر


امیر عشیری

1303-1395


امیر عشیری، پایه گذار رومان پلیسی در ایران،  رفت.

با گرامی داشت یاد و خاطره ی او:

در آن زمانی که کتاب هایش به چاپ می رسید، من خواننده ی رومان های پلیسی نویسندگان خارجی  که  از یک دکه مطبوعاتی کرایه می کردم  بودم. کمی بیش از پنجاه سال پیش.   داستان های او را بیشتر  به شکل پاورقی در مجلات  سپید و سیاه یا هفتگی و  ... که تک و توک و نا منظم  وارد خانه ی ما می شدند، می خواندم.  نام او یکی از اولین نام هایی است که در ذهن من به عنوان یک نویسنده ثبت شده است.


برچسب‌ها: به بهانه ی
چهارشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1395 @ 19:51

رومان نویس ساده نگر و رومان نویس اندیشمند


رومان نویس ساده نگر و رومان نویس اندیشمند

نوشته ی:  اورهان پاموک

برگردان: علیرضا سیف الدینی

انتشارات نیلوفر - 176 رویه - 90000 ریال

چاپ اول - زمستان 92 - تیراژ - 1100 نسخه

***

تیراژ را نوشتم، برای این که بگویم،  چند روز پیش، جلد دیگری از این کتاب را خریدم. همان چاپ اول بود. این ینی این که در طی حدود دوسال و نیم هنوز 1100 نسخه از این کتاب، در سرزمینی که هنر نزد آدمیان آن جاست و بس، به فروش نرفته است. کلاهمان را کمی بالاتر بگذاریم.

***

کتاب راهنمای بسیار خوبی است برای کسانی که می نویسند. چه کسانی که نویسنده اند و نمی دانند چرا نویسنده اند و چه کسانی که قصد دارند در آینده نویسنده بشوند. هم چنین برای کسانی که رومانی را می خوانند. و در این خواندن ها به جستجوی چیزی هستند. چیزی که نمی دانند  چیست. آیا خود را جستجو می کنند یا این که می خواهند ببینند نویسنده چه حرفی برای گفتن دارد.

خود نویسنده در مورد کتاب می گوید: این کتاب شکل کاملی از دانسته هایم از موضوع رومان و مهم ترین چیزهایی است که آموخته ام. چیزهایی را که در خصوص رومان در نظرم بسیار مهم بودند به اختصار گفتم. این کتاب هم چنان که از حجم اندکش  پیداست، بدون تردید کتاب تاریخ رومان نیست.

کتاب،  شش درس یا گفتار  از اورهان پاموک. برنده ی جایزه ی ادبی نوبل از کشور ترکیه است که در دانشگاه هاروارد ارائه شده. بگذریم از این که بعد از خواندن آن و یا حتا قبل از خواندنش مدام به این می اندیشیدم که چرا ما تا کنون موفق به دریافت این جایزه نشده ایم.  هر چند شک ندارم اگر روزی و روزگاری یکی از نویسندگان توانمند خودمان این جایزه را کسب کند، بیشتر از همه ی رقبایش خودمان به او می تازیم که دریافت این جایزه مشکوک است. سیاسی است. حتمن کاسه ای زیر نیم کاسه است. همان گونه که در جوایز سینمایی شاهدیم. ما ایرانیان شاهکاریم. شاهکار.

برگردان کتاب خوب بود. به جز به کار بردن می گردد به جای می شود. که من نمی دانم چگونه باید با آن کنار بیایم. چون دارد همه گیر می شود و ای کاش حداقل کسانی چون نویسندگان و مترجمین این کار را نکنند. و نیز در بعضی جاها نیاز به نقطه گذاری بوده (،) که نیست.  چرا که گاه خواندن را دشوار می کند. امیدوارم در چاپ بعدی درست بشود.

به سر فصل ها اشاره می کنم و بی هیچ توضیح دیگری یادداشت را تمام می کنم.


* هنگام مطالعه ی رومان، در ذهن ما چه اتفاقاتی می افتد؟

* آقای پاموک، آیا شما واقعن این ماجراها را از سر گذرانده اید؟

* شخصیت ادبی، بافت، حادثه، زمان

* موزه ها و رومان ها

*مرکز

* سخن آخر



جمعه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1395 @ 11:42

درخت ارغوان (نامه‌هایی از پراگ)



درخت ارغوان (نامه‌هایی از پراگ)

پرویز دوایی

چاپ سوم – 1394 – جهان کتاب

***

درخت ارغوان (نامه‌هایی از پراگ)، مجموعه هفده یادداشت است که تعدادی از آن‌ها به کسانی پیشکش شده و یا با یادشان نوشته شده است. چیزی که گویا نامه‌ای است از یک دوست به دوستی دیگر. البته فراتر از نامه‌هایی که یک وقتی همه‌ی باسوادان نسل من می‌نوشتند و این روزها دیگر اثری از آن‌ها نیست و هر دلواپسی و نگرانی و انتقال درد دل و .... در آنی منتقل می‌شود. نمی‌دانم نامه بهتر بود یا پیغام؟ سرعت این در مقابل دنیایی که آن می‌توانست به کسی برساند بیشتر است. آیا بهتر است؟  از جهاتی این و از جهاتی آن. بین دنیای امروز و دیروز، برای رفع نگرانی دورافتادگان تلفنی هم اختراع شد که هیچ یک از اینها نبود. ولی کلن روابط آدم‌ها در دنیای امروز خیلی خلاصه شده است. دیگر از نامه‌هایی که با آن‌ها می‌شد کلی درد و یا آرامش برای کسی بفرستی، خبری نیست و روز به روز روابط کوتاه و کوتاه‌تر می‌شود. حتا تا جایی که اس،ام،اس هم می‌شود، اس.

پرویز دوایی در نامه‌هایی از پراگ، هم‌چون بسیار دیگر از نوشته‌هایش، از نوستالژی‌هایی این‌گونه یاد می‌کند. از آ‌ن‌چه که نسل خودش در دو، سه، پنج و دوازده سالگی با آن‌ها می‌خندید و یا می‌گریست. هرچند حتا فقط اشاره به این ارقام، خواننده را نیز می‌تواند درگیر با گذشته‌ی خودش کند. چون بهرحال جوانان امروزی هم برای خودشان گذشته‌ای دارند که برای پرویز خیلی گذشته نیست و مقیاس زندگی آدم‌ها بالا و پایین‌ها و برداشت‌های ویژه خودشان دارد و برای هر کسی از افراد جامعه منحصر بفرد است. و این که به طور مثال آن‌چه که دغدغه‌ی پرویز و نسل من است، در نسل کنونی هیچ اثری نداشته و کلن قابل درک نیست. و برعکس.

پرویز دوایی کلن و در مجموع می‌توان گفت، با نوستالژی‌هایش زندگی می‌کند و  کتاب‌هایش در واقع تاریخ دورانی است که او در آن بسر برده. با این توصیف شاید بتوانیم او را تاریخ نگار بنامیم. تاریخ زندگی آدم‌ها در هشتاد سال گذشته. تاریخی که در آن اثری از تلخی‌ها و ناکامی‌ها و سیاست و سیاستمداران نیست و اگر هم باشد به شکل گذرایی و بی اشاره به نامی می‌نویسد و اشاره‌ای می‌کند و می‌گذرد. چرا که با برداشت خودم از نوشته‌هایش باور دارم که باور دارد باید فقط زیبایی‌ها  و عشق را به یاد سپرد. کاری که ذهن آدمی برای ادامه‌ی حیات می‌کند و هر کسی که به گذشته‌ی خود فکر می‌کند آن را از زمان حال خوش‌تر می‌یابد و می‌بیند. چرا که فکر نمی‌کنم کسی باشد که در روز یا هفته‌ای حداقل یک یا دو سه بار از ذهنش نگذرد، یا بر زبانش نیاورد که: یادش بخیر. اون وختا ..............

داستان "پارک ستاره" از این کتاب را با صدای خودم در این‌جا بشنوید. هم‌راه با موسیقی گوستاو مالر. این داستان با یاد بهرام ری‌پور نوشته است. در واقع نامه‌ای خطاب به اوست. سینماگر ارجمند خودمان که نسبت فامیلی با پرویز داشت و بارها از او در کتاب‌هایش از جمله "بازگشت یکه سوار" نوشته است. بهرامی که خیلی زود پرویز را تنها گذاشت و رفت.

پنج‌شنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1395 @ 20:38

قصر پرندگان غمگین


قصر پرندگان غمگین

نوشته‌ی: بختیار علی

برگردان: رضا کریم مجاور

چاپ دوم - نشر افراز - 1392 - 356 صفحه- تیراژ 1100 - 16800 تومان

***

قصر پرندگان غمگین، دومین کتابی است که از بختیارعلی به دست گرفتم. فضای داستان و تصویرهایی که برای بیان آن‌چه که در ذهنش می‌گذرد، مانند "عمویم جمشیدخان، مردی که همواره باد او را با خود می‌برد"، جادویی نیستند. ولی بی بهره هم از ریالیسم جادویی نیست و همین که تاریخی تقریبن هشت ساله از اقلیم کردستان عراق را با قلم جادوییش نوشته، کافیست که کلن او را جادوگر بنامیم.

"سه جوان، با شرایط اجتماعی متفاوت، عاشق دختر نوجوان و زیبا و نیز بیماری می‌شوند. دختر طی مراسمی آنان را دعوت می‌کند و شرطی برای ازدواج با آن‌ها می‌گذارد. به هر کدام لیستی از پرندگان نایاب و یا در حال انقراضی را می‌دهد که در عراق پرواز نمی‌کنند. از آن‌ها می‌خواهد که هر سه به مدت هشت سال از شهر و دیار خارج شوند و این پرندگان را یافته و با خود به شهرشان بیاورند. بعد، دختر با توجه به شرایط و وضعیت آنان پس از این هشت سال، با یکی از سه تن ازدواج می‌کند. آن دو تن دیگر نیز باید قول بدهند، در این میان کینه‌ای از شوهر منتخب به دل نگیرند و ...."

"سفر انسان را پخته می‌کند". جمله‌ی آشنایی است. حداقل برای کسانی که فیلم آقای هالوی داریوش مهرجویی دیده‌اند. هر روز که می‌گذرد و هر سفری که می‌روم، این جمله را درست‌تر می‌بینم.  در کتاب، دختر این جوانان را به سفر می‌فرستد که پخته شوند. با این فرض که شاید موقع بازگشت اصلن نخواهند باوی ازدواج کنند یا به طور کلی برنگردند. چه بسا سفرهای بی بازگشتی که آدمیان می‌کنند و چیزی را که می‌خواهند پیدا می‌کنند یا هم‌چنان به دنبالش از جایی به جای دیگر می‌روند.

این سه جوان در  پایان این سفر هر یک، ره آورد جدیدی از خودشان به نمایش می‌گذارند. تجربه‌ی سفر و پخته شدنشان، خواندنی است.

کتاب با این سه جوان به سفر نمی‌رود. با دختر در شهر می‌ماند و اتفاقات و آن‌چه که در این هشت سال در شهر می‌گذرد را به رشته‌ی تحریر در می‌آورد. هشت سالی که بخشی از جنگ ایران و عراق را در بر می‌گیرد و بخشی به حمله‌ی آمریکا به عراق و در نهایت درگیری‌های داخلی دو تشکیلات اقلیم کردستان، یعنی "اتحادیه‌ی میهنی" و "حزب دمکرات کردستان عراق". و این بخش آخر تلخ‌ترین صفحات رومان را تشکیل می‌دهد. ندانم کاری‌ها و شوینیست بازی‌ها که معمولن در این گونه احزاب و گروه‌ها می‌بینیم. گروهایی که دشمن اصلی را نمی‌شناسند و نمی‌خواهند بشناسند. حتا درگیری‌های قومی و فامیلی افراد یک حزب، فجایع خونینی به بار می‌آورد. درگیری‌هایی که بیشتر در میان ملل عقب مانده و دنیا ندیده شاهدیم. البته بختیارعلی چون این گروه‌ها را می‌شناسد، ار کنار کشتارهایشان می‌گذرد و اجازه می‌دهد به قول شاملو: تاریخ بر تباهی اجسادشان قضاوت کند. خوشبختانه، این روزهاه این‌ها ضمن تماس با دنیای خارج کمی سیاست یاد گرفته‌اند. چیزی که با خواندن کتاب هم به آن می‌رسیم.  چرا که سه جوان گاهی تصاویر و یادداشت‌هایی از سفر برای دختر می فرستد و این تصاویر به دست مردم هم می‌رسد و مردم هم یاد می‌گیرند به سفر بروند و تغییر کنند.

در غیاب این سه تن مردم داستان‌ها و شعرها و ترانه‌هایی برای این‌ها می‌سرایند و هر یک بنا به سلیقه‌ی خودش طرف یکی از این‌ها را می‌گیرد. و به این شکل است که ریشه‌ی افسانه‌های ملل شکافته می‌شود و شکل به وجود آمدن داستان‌های فولکور در اینجا و آن‌جای جهان، برایمان باز می‌شود. افسانه‌هایی که ممکن است، گاه، فقط و فقط در نقطه‌ی کوچکی از زمین ریشه داشته باشد و در صورت نبودن ارتباط با سایر جوامع، برای همیشه در سینه‌های مردم آن دیار بمانند و  در نهایت فراموش شوند.

کتاب در 58 فصل نوشته شده و بی آن‌که اذیتتان کند، گاهی فصل‌ها پس و پیش هستند. گاهی هم  که نویسنده احساس کرده شما را برای شنیدن پایان یک ماجرا علاقمند کرده، آن را برایتان تعریف می‌کند و بعد بر می‌گردد و شرح رسیدن به آن پایان را می‌گوید. می دانید؟ دانستن پایان یک اتفاق، الزامن به معنای پذیرفتن آن نیست و خواننده گاه دلیل می‌خواهد. بختیارعلی هم این را به خوبی می‌داند. و به این دلیل است که می‌گویم، پس و پیش شدن گاه به گاه فصول، حتا کتاب را خواندنی‌تر هم می‌کند.

از کتابهای بختیارعلی باز هم برایتان خواهم نوشت.

سه‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1395 @ 01:49

زن وسطی


زن وسطی

گزینش و ترجمه‌ی اسدالله امرایی

چاپ سوم - نشر افراز - 1387 - 174 صفحه- 3200 تومان

***

دومین کتابی که از پنج کتاب اسدالله امرایی،  از پنج قاره ی جهان خواندم، زن وسطی است. گزیده ی داستان های کوتاه آمریکای لاتین. نام کتاب‌، داستانی است از آرتورو  واریاس. اولین داستانی که از وی به فارسی برگردانده شده است.

بدون تکرار آن چه که در یادداشت قبلی در باره ی این کتاب ها و نیز اسدالله امرایی نوشتم، نام نویسندگان را می آورم. می دانم که شما نیز هم چون خود من، از همه ی آن ها، کتاب نخوانده اید هیچ، شاید نامشان را هم نشنیده باشید.

در این کتاب از این نویسندگان می خوانیم:


1 - ماریو بارگاس یوسا /  پرو / ادبیات آتش است

2 - – خورخه لوییس بورخس / آرژانتین / 25 اوت 1983

3 - – فرناندو سیلوا / نیکاراگوئه / مرغی برای سه نفر / اولین .......

4 - – اوراسیو کوئیروگا / اروگوئه / مرد مرده /  خودکشی بعد از یک عمل جراحی

5 - –  موریلو روبیائو /  برزیل / جادوگر سابق

6 - – لیلیانا هکر / آرژانتین / ضربه

7 - – خوان بوش  / دومنیکن / دو دلار آب / پس از تبعیدی 24 ساله در بازگشت به کشورش رییس جمهور شد ولی شش ماه بیشتر دوام نیاورد.

8 - – ماریو بندتی / اروگوئه /  ویژگی - آتش نشان ها

9 -  خولیو کورتاسار / آرژانتین / خانه ی تسخیر شده

10 -  دینا سیلبی یرا د کروس /  برزیل / هدایت /  اولین .......

11 -  خوان کارلوس اونتی / اروگوئه / حضور

12 -  آرمونیا سامرس / اروگوئه / در انتظار پولیدورو

13 -  نیکلاس سی. واکا / نیو مکزیکو / خرید

14 -  آمالیا رندیک / شیلی /  سگ، شب، کودک /   اولین .......

15 - آنتونیو مونتانا / کلمبیا /  باران که بند بیاید /   اولین .......

16 - آرتورو آریاس / گواتمالا /  زن وسطی /  اولین .......

17 - گریگوریو لوپس فوئنتس / مکزیک / نامه ای به خدا ... این داستان را با صدای خودم بشنوید.

18 - مواسیر اسکلیر / برزیل /  جنگ و صلح

19 - خوان خوسه آرئولا / مکزیک  / واقعیت را عرض می کنم

20 - فرناندو سورنتینو / آرژانتین / مردی که سالهاست با چتر بر سرم می کوبد


یکشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1394 @ 20:51

سالی که گذشت




ضمن گفتن این که در سال گذشته، آمار بازدید کنندگان این وبلاگ از مرز یک میلیون نفر گذشت،  اضافه  کنم، ده یادداشت در یک سال کمی تا قسمت زیادی تلخه، یعنی نتونستیم حداقل ماهی یک یادداشت این جا منتشر کنیم. شایدم توقع من بی جاست.  چرا که در این گوشه از جهان، تیراژ کتاب ها در حد دویست جلد نزول پیدا کرده.  این وبلاگ که هیچ.

شاید سال دیگر .....

آدرس و نام این ده یادداشت:


1 -   وزیری امیر حسنک    محمود دولت آبادی  - بیست و ششم فروردین

2 -  تاریخ جامع ایران                                                    - بیست و ششم خرداد

3 -انتقام فیثاغورث: داستانی از تاریخ ریاضیات     آرتور سانگالی  - دهم تیر

4 -کوتاه بیا! عمرم به آمدنت قد نمی دهد ...   کامران رسول زاده - سیزدهم شهریور

5 -  ساحره ی سرگردان      ری برادبری - سی ام شهریور

6 -  من پیش از تو   جوجو مویز - بیست و هفتم مهرماه

7 - میم و آن ِ دیگران  محمود دولت آبادی - چهارم دیماه 

8 - خانه‌ی روبه‌رویی   داستان های  آسیایی با برگردان اسدالله امرایی - بیست و هشتم دیماه

9 -بختیار علی   معرفی بختیار علی  - بیست و پنجم بهمن ماه

10 - عمویم جمشیدخان، مردی که باد همواره او را باد با خود می‌برد.   بختیارعلی - هجدهم اسفندماه


برچسب‌ها: به بهانه ی
سه‌شنبه 18 اسفند‌ماه سال 1394 @ 19:40

عمویم جمشیدخان، مردی که باد همواره او را باد با خود می‌برد.


عمویم جمشیدخان،

مردی که باد همواره او را باد با خود می‌برد.

نوشته‌ی: بختیار علی

برگردان: رضا کریم مجاور

نشر افراز – 143 رویه – 99000 ریال

***

عمویم جمشیدخان .....، اولین کتابی است که از بختیار علی خواندم. در یادداشتی با نام بختیارعلی، قبلن در مورد نویسنده و آن‌چه که فضای رومان هایش را در بر می گیرد، نوشتم. عمویم جمشیدخان،  اثری است کاملن در حال و هوای رئالیسم جادویی. همان گونه که در آن یادداشت نوشتم بار دیگر خاطر نشان می کنم که این کتاب مستقیمن از زبان کردی به فارسی برگردانده شده و کار رضا کریم مجاور قابل ارج است.

در کتاب می‌خوانیم:

در اوائل سال 1979 که جمشیدخان برای نخستین بار دستگیر شد، هفده ساله بود. آن روزها بعثی‌ها در سرتاسر خاک عراق، بنای تعقیب ودستگیری و شکنجه‌ی چپ‌ها را گذاشته بودند ... چپ هایی که کمی پیش‌تر، از هم‌پیمانان اصلی "انقلاب و رهبری آن" به شمار می‌آمدند.

هیچ کدام از ما به درستی نمی‌دانیم که جمشیدخان کی و چگونه به جمع چپ‌ها پیوسته بود. به ویژه که در ایل و تبار ما تا کنون کسی چپ نشده بود. ...

جشمیدخان در اثر شکنجه‌های دژخیمان عراقی بسیار ضعیف می‌شود و وزن خود را از دست می‌دهد. به طوری‌که شبی .....

 

ادامه مطلب ...
یکشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1394 @ 12:44

بختیار علی


بختیارعلی


تا همین چندی پیش، گابریل گارسیا مارکز را به عنوان پیشتاز رومان های رئالیسم جادویی می شناختم. فکر هم می کردم که جز در آمریکای لاتین به این گونه رومان ها برخورد نخواهم کرد. تاااااااااااااا آشنایی با بختیار علی. نویسنده ای کرد از کردهای عراق.

همه ی رومانهای او به آنچه که مارکز نوشته است پهلو می زند.

به یک شهر کتاب یا یک کتابفروشی که همه جور اثری از هر نویسنده ای دارد مراجعه کنید و هر آن چه که از بختیار علی دارد را بخرید و بخوانید. یکی از بهترین توصیفاتی که در مورد آثار او می دانم این است که، رومان هایش به زبان کردی نوشته شده و در میهنمان کم نیستند کسانی که هم زبان کردی می دانند و هم زبان پارسی و این امر موجب شده که نوشته هایش مستقیمن از یک زبان به پارسی ترجمه شده باشد. نه این که مترجمی داستانی را که از زبان اصلی به مثلن فرانسوی یا ...... ترجمه شده را برداد و به پارسی برگرداند.

یک چیز حسرت برانگیز هم بگویم. و آن این که این روزها  کتاب در ایران که یکی از قدیمی ترین ملل تاریخ را در بر می گیرد با تیراژ 200 و 500 منتشر می شود، اولین چاپ آثار وی به زبان کردی و در کردستان عراق با تیراژ ده هزار نسخه منتشر می شود. آن هم در جایی از این کره خاکی که این روزها بیشتر در گیر جنگ و خانمان سوزی و خانمان براندازی است.

جا دارد کمی در این قضیه مداقه کنیم و این که چرا کتاب نمی خوانیم. روزنامه نمی خوانیم. مجله نمی خوانیم. و مدام سر در گوشی های همراه برده و یادداشت هایی از کوروش برای هم همی فرستیم. یادداشت هایی که به احتمال زیاد روح کوروش هم از آن ها بی خبر است.

و نیز .......... فکر می کنید بهتر نیست که نویسنده ای را قبل از گرفتن جایزه ی نوبل ادبیات بشناسید؟

بختیار علی روزی این جایزه را خواهد گرفت.

( تعداد کل: 318 )
   1       2       3       4       5       ...       32    >>